الشيخ أبو الفتوح الرازي
307
روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )
و التّقدير : جاءته البشرى في حالة جداله رسلنا . آنگه جواب « لولا » ( 1 ) تقدير كنند في احد ( 2 ) الموضعين ، يكى آن كه ( 3 ) في قوله : * ( إِنَّ إِبْراهِيمَ ) * ، و التّقدير : قلنا انّ ابراهيم ، او في قوله : يا ابراهيم ، و التّقدير : ناديناه يا ابراهيم . فقوله ( 4 ) : * ( يُجادِلُنا ) * ، محتمل است دو معنى را ، يكى آن كه : با رسولان ما مجادله كرد يعنى با فريشتگان ، و اين قول حسن است . دوم آن كه : يسألنا ، و سؤال را مجادله خواند از آن جا كه مجادله سؤال و جواب باشد و براى حرص ( 5 ) او بر آن سؤال و تردّد او در گفتار آن را جدل خواند ، چه لوط - عليه السّلام - خواهر زادهء او بود و بيان مجادله و سؤال و جواب ايشان آن جاست كه گفت : قالَ إِنَّ فِيها لُوطاً قالُوا نَحْنُ أَعْلَمُ بِمَنْ فِيها ( 6 ) - الاية ، و گفتند ( 7 ) : معنى مجادله آن است كه او پرسيد كه اين عذاب عامّ است يا خاصّ ؟ و لا محال واقع خواهد بودن يا باشد كه خداى رحمت كند و بگرداند ، و لوط را كجا فرمودند كه رود ؟ آنگه ابراهيم را مدح كرد ، گفت : ابراهيم حليم است و بردبار و ناشتاب كننده ( 8 ) . و * ( أَوَّاه ) * بسيار تأوّه باشد ، و اين كلمه را به استقصا معنى برفت ، و منيب است يعنى تائب و با درگاه ما آمده ( 9 ) و با ( 10 ) ما گريخته . قوله : * ( يا إِبْراهِيمُ أَعْرِضْ عَنْ هذا ) * ، آيت دليل آن مىكند كه ابراهيم - عليه السّلام - تعرّض كرد دستورى خواستن آن را كه در حقّ ايشان شفاعتى كند يا دعايى كند ، تا فريشتگان اين جواب دادن كه : اى ابراهيم از سر اين برو و از ( 11 ) اين در گذر و عدول و اعراض كن كه اين فرمانى است حتم واجب ، و اين عذاب آمدنى است و اين را مردّى نيست . و در بعضى تفسيرها مىآيد كه ، مجادلهء ابراهيم آن بود كه گفت : اگر در اين شهرهاى لوط پنجاه مرد مسلمان باشند ، ايشان را نيز هلاك كنيد ؟ گفتند : نه ، گفت : اگر چهل باشند ؟ گفتند : نه ، گفت : اگر سى باشند ؟
--> ( 1 ) . كذا : در اساس و همهء نسخه بدلها و چاپ شعرانى ، با توجّه به نقل تفسير تبيان ( 6 / 35 ) « لمّا » مرجح مىنمايد . ( 2 ) . آج ، لب ، آز : احدى . ( 3 ) . همهء نسخه بدلها : امّا . ( 4 ) . همهء نسخه بدلها : و قوله . ( 5 ) . آج ، بم ، آز : حثّ . ( 6 ) . سورهء عنكبوت ( 29 ) آيهء 32 . ( 7 ) . آج ، لب ، آز : گفت . ( 8 ) . آج ، لب ، آز : شتاب ناكننده . ( 9 ) . آو ، آج ، بم ، لب ، آز : آينده . ( 10 ) . همهء نسخه بدلها ، بجز مل و مج درگاه . ( 11 ) . مج سر .